تبلیغات
ماه عسل - این هم توشه امسال ما
 
ماه عسل
ای خداوند، به همه ملت ما شایستگی نجات و عزت ببخش
درباره وبلاگ


اللهم انی اعوذ بک من نفس لا تشبع و من قلب لا یخشع و من علم لا ینفع ومن صلوة لا ترفع و من دعاء لا یسمع

مدیر وبلاگ : ماه عسل
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

۱: واپسین روزها، بلکه آخرین ساعات محرم و صفر است. اینک با رحلت آخرین رسول خدا «سمفونی عزا» کامل می شود. در محرم، آن همه «حسین حسین» گفتیم، که حالا در صفر به «محمد (ص)» برسیم… و مگر سیدالشهدا جز برای احیای دین جدش به شهادت رسید؟! الحق که صفر، ماه سنگینی است. در فراق «رحمه للعالیمن» هنوز بلند است آه عالم. «محمد»، «امین بشریت» بود. هست… که این همه غمش سنگین است. از سویی رحلت آقا رسول الله، از سویی شهادت امام حسن مجتبی (ع)، از سویی شهادت امام علی بن موسی الرضا (ع). باری خطاب به پدر بزرگوار «احلی من العسل»، آن پهلوان جنگ جمل، نوشتم؛ «تو آنقدر کریمی، کربلا را هم به حسین (ع) بخشیدی»… و عاشورا و عباس و زینب را… عبدالله و قاسم را… مقام سیدالشهدایی را. به لحاظ سن، امام حسن و امام حسین چندان فاصله ای با هم نداشتند، لیکن، ارباب بی کفن، جز «مولا» صدا نمی زد کریم اهل بیت را. گمانم ابالفضل، مولا خطاب کردن برادر را از سیدالشهدا آموخته باشد… و شاید، شاید آن دم آخر که جگر امام حسن داشت می سوخت، بردارش حسین  را خواسته باشد؛ «یا اخی! مرا یک بار به جای «مولا»، «برادر» صدا کن، دوست دارم…». آری! عاشورا با همه عظمتش، نزد حسن بن علی (ع) شاگردی کرده است. و ما هر وقت می گوییم «حسین»، «حسن» نیز مرادمان هست؛ در لفظ و در معنی. «حسین» که اسم اعظم خداست، اسم مصغر «حسن» است. «حسین» که خون خداست، این روزها ذکرش «حسن» است. علاقه ای دارد خانم فاطمه زهرا (س) به امام حسن (ع). علاقه ای! عشقی! علقه ای! یا کریم آل طاها! شرمنده مادرتان هستیم اگر که امشب، باز هم بقیع، خاموش است… داغ این شرمندگی، بد آزار می دهد قلب شیعه را. کاش «بقیه الله» زودتر بیاید… زخم جگرسوزی است!

۲: از محرم تا صفر، اما چه خوب که آخرین منزل، «مشهد» است. قربان امام رضا، که زود «ربیع الاول» می کند حال ما را. گاهی فکر می کنم؛ اگر بهشت، شبیه صحن و سرای رضوی باشد، عجب جای باشکوهی خواهد بود. خدا خودش هم می داند؛ یک ماییم و یک امام رضا… از پنجره قطار، گنبد را نگاه کن! السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی، الامام التقی النقی  و حجتک علی من فوق الارض و من تحت الثری، الصدیق الشهید، صلوه کثیره تامه زاکیه متواصله متواتره مترادفه کافضل ما صلیت علی احد من اولیائک.

۳: یادم نیست کدام سخنران بود، کدام مداح، کدام عزیز، که می گفت: «آخرای صفر، اشک تان را، سینه زدن تان را، عزاداری تان را، امانت بسپرید دست بی بی دو عالم». خانم جان! عشق، دوباره از ما اشک گرفت… این هم توشه امسال ما.

۴: این را هم نمی دانم، حرف دل است یا برخواسته از مقاتل، لیکن روضه نابی است برای خود… چرا سیدالشهدا، حضرت عباس را به خیمه برنگرداند؟! راستی چرا؟! شاید ابوفاضل، آن دم که مولا را برای بار اول و آخر، «برادر» صدا زد، به اباعبدالله گفته باشد؛ به بچه ها قول آب دادم… به همه یتیمان… همه اهل حرم، همه زنان… با این بدن بی دست، این مشک پاره، نای دیدن «سکینه» را ندارم… گفت: «ای اهل حرم! میر و علمدار نیامد، سقای حسین، سید و سالار نیامد؛ علمدار نیامد، علمدار نیامد».

***** ***

حال که روضه عموعباس خواندیم، وقت این سخن است؛ آجرک الله یا امام زمان…


منیع: سایت قطعه 26





نوع مطلب : بی قلم، 
برچسب ها : محرم، صفر، پیامبراسلام، امام حسن، امام حسین، امام رضا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 20 دی 1391
ماه عسل
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.