تبلیغات
ماه عسل - و خداوند لطفش را بر ما ارزانی داشت.
 
ماه عسل
ای خداوند، به همه ملت ما شایستگی نجات و عزت ببخش
درباره وبلاگ


اللهم انی اعوذ بک من نفس لا تشبع و من قلب لا یخشع و من علم لا ینفع ومن صلوة لا ترفع و من دعاء لا یسمع

مدیر وبلاگ : ماه عسل
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
صبح 29 آذر ماه حادثه ای تاریخی در دانشگاه ایلام به وقوع پیوست؛ حادثه ای که برای همیشه در تاریخ این دانشگاه یه یادگار ماند؛ دو تن از سبکبالان عاشق هشت سال دفاع مقدس، دانشگاه را برای آرمیدن انتخاب کردند؛ دو شهید گمنام 18 و 31 ساله تفحص شده در مناطق عملیاتی فاو و جزیره مجنون.

 این بار شهدا خود به سراغ ما آمدند، خواستند در میان جوانان باشند، در میان دانشجویان، در میان افسران جنگ نرم، کار خدا که بی حکمت نیست، اینان همان جان بر کفان راه حسینند؛ همان هایی که روی پیراهنشان نوشته بود: می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم، پس قطعاً حکمتی نهفته شده در این راز سر به مهر و کاش من و تو درک کنیم این حکمت را؛ چرا که خداوند دوست دارد رحمتش را به وسیله بندگانش عرضه کند.

 فکر می کنم شهدا به سهم خویش، دین شان را ادا کرده اند؛ آنها همان زمان که نیت کردند که برای دفاع و به خاطر رضای حق بروند، دین خویش را ادا کردند و اینکه امروز بار دیگر ما را انتخاب کرده و خود به سراغ ما آمده اند، حکایت دیگری دارد و خداوند لطفش را بر ما ارزانی داشته است، اما این یک طرف قضیه است و طرف دیگر کمیتش لنگ است.

 مایی که قرار است ادامه دهنده راه آنان باشیم، خود در راه مانده ایم و ابن السبیلیم، اما باز از خودشان مدد می خواهیم و از وجود نازنینشان استقبال می کنیم.

 مگر نه اینکه شهدا مظهر ایثار و جوانمردی و مقاومتند، مگر نه اینکه ما این امنیت و آسایش و سربلندی را مدیون خون آنهاییم، مگر نه اینکه رهبری فرمودند، دانشجویان افسران جنگ نرمند و خط شکنان این مسیر و مبارزه؛ آیا این افسر و خط شکن و مبارز الگو نمی خواهد؟ نباید مدام یکی در گوشش نجوا کند و یکی جلوی چشمش بگوید تو مدیون همین هایی هستی که صبح به صبح از کنارشان رد می شوی.

 نکند یادمان برود: «ما برای آن که ایران خانه خوبان شود خون دل ها خورده ایم، رنج دوران برده ایم، چه سرها داده ایم و چه داغ ها دیده ایم.» باید یادمان باشد که چه علمی را بلند کرده ایم و چه امانتی را بر دوش داریم.

 یادمان باشد این علم همان امانتی است که باید به دست صاحب اصلیش برسد تا نکند آیندگان ما را نیز جزو بی عرضگان تاریخ بشمارند.

 اصلاً مگر جبهه دانشگاه نبود؛ چه زیبا گفت شهید ماشاالله دشتی پور از شهدای دانش آموز ایلام: «من اکنون در دانشگاهی هستم که کنکورش تقوا، درسش ایثار و مدرکش شهادت است و من اکنون می خواهم مدرکم را بگیرم.» می خواهم بگویم اصلاً جای شهدا در دانشگاه است.

 مگر امام نگفت که اگر دانشگاه اصلاح شود مملکت اصلاح می شود و مگر این خون شهید نیست که به برکتش اصلاح می کند تمام کج روی ها را؟

 پس دیگر چه جای درنگ است و تامل و شبهه افکنی؛ به قول سید شهیدان اهل قلم، شهید سید مرتضی آوینی: «ای شهید، ای آن‌که بر کرانه‌ ازلی و ابدی وجود نشسته‌ای، دستی برآور و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش.»





نوع مطلب : القلم، 
برچسب ها : شهید گمنام، دانشگاه ایلام، تدفین شهدا،
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 28 آذر 1391
ماه عسل
پنجشنبه 30 آذر 1391 07:56 ب.ظ
«پیکر مطهّر و معطّر شهیدان هر جا آرام گیرد، یاد مبارک و ‌آرامبخش و بهجت‌انگیز خود را در فضا می‌پراکند و صفا و معنویت می‌آفریند«
پنجشنبه 30 آذر 1391 08:20 ق.ظ
سلام
حضرت امام خمینی ره:
شهدا امامزادگان عشقند كه مزارشان زیارتگاه اهل یقین است .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.