تبلیغات
ماه عسل - خلاصی
 
ماه عسل
ای خداوند، به همه ملت ما شایستگی نجات و عزت ببخش
درباره وبلاگ


اللهم انی اعوذ بک من نفس لا تشبع و من قلب لا یخشع و من علم لا ینفع ومن صلوة لا ترفع و من دعاء لا یسمع

مدیر وبلاگ : ماه عسل
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
وقتی اینو شنیدم داغون شدم. کامل نیست ولی خیلی سوزناکه. حدود یک دقیقه است. خیلی وقتتون رو نمیگیره. حتما گوش کنید.

خلاصی

دوباره شاسی رو گرفت گفت: از اون دور عراقی ها دارن خلاصی میزنن یک یک بچه ها رو.

دوباره چند لحظه بعد گفت : بچه ها مجید خلاصی زدن

چند لحظه بعد گفت: حسین خلاصی زدن

چند لحظه بعد گفت: حسن خلاصی زدن

چند لحظه بعد گفت: دارن میان سمت من

چند لحظه بعد گفت: دارن به من نزدیک میشن.

بچه ها لحظات آخرمه یه خواهشی ازتون دارم، یکی از اون طرف یه روضه برا من بخونه...

یه ذره من این لحظات آخر گریه کنم...

...

یا حسین





نوع مطلب : بی قلم، 
برچسب ها : شهدا، دفاع مقدس، محاصره، عطش،
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 8 مهر 1391
ماه عسل
سه شنبه 20 فروردین 1392 04:09 ب.ظ
چرا این فیل صوتی رو حذف کردین / کل اینترنت رو گشتم ولی اینو گیر نیاوردم ، میشه واسم ایمیل کنین؟
سه شنبه 25 مهر 1391 10:19 ق.ظ
salam golam.ghashang bod.mer30
دوشنبه 24 مهر 1391 03:33 ب.ظ
چرا دیر بروز میکنید وبلاگتونو؟! لطفا جواب بدید!
ماه عسل سلام. شاید حرفی برای گفتن نبوده که بوده ولی شاید مهم نبوده.
و البته شاید هم تنبلی!
ممنون که پیگیری می کنید.
شنبه 22 مهر 1391 12:01 ب.ظ
سلام
لطفا پروفایل تون رو هم درج کنید
شنبه 22 مهر 1391 11:59 ق.ظ
سلام

بازم مطلب بذارین
با نشاط باشین ...
یکشنبه 16 مهر 1391 04:58 ب.ظ

یا حسین
چهارشنبه 12 مهر 1391 07:03 ب.ظ
این متن رو خودتون نوشتین؟
ماه عسل سلام. نه.
داستانش واقعیه. فکر کنم تو نهر عنبر اتفاق افتاده. دقیقا نمیدونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.